تبليغاتX
راز آفتاب

aftabesobh

آفتاب

aftabesobh

http://aftabesobh.blogfa.com

راز آفتاب

راز آفتاب

راز آفتاب

وبلاگ "راز آفتاب" برای پذیرایی از میهمانان با صفایش هیچ اسباب آبرو مندی ندارد .
اینجا فقط کلاس کوچکی است که تنها شاگردش ، همیشه چشم به راه استادان بزرگ است و امیدوارانه دل بر نظراتشان بسته تا آنها هر بار و از سر لطف گوشه ای از عیبهای بی شمارش را گوشزد کنند .
اینجا شاید سکوی پرتابی است برای پرنده ای که پرواز ، او را از یاد برده ...


راز آفتاب

در حسرت بیداری

*ومِن اللیل فتهجد به نافلة لک عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا*

 

 

آسمان ! آغوش واکن عازم کوی تو ام

باز هم  جامانده ام ،شرمنده ی روی توام

 

عفو کن !دیشب نفهمیدم صدایم می زدی

خواب بودم ،کاشکی چوبی به پایم می زدی

 

یک بغل گل چیده بودم تا که شب پرپر کنم

نو عروسی باشم و تور تو را بر سر کنم

 

زرد شد گلهای من وقتی نگاهت سرد شد

دیدن آبی رویت هم   برایم درد شد

 

آسمان !حالا بگو دیشب چه حالی داشتی؟

من که جا ماندم، تو با دلدار بودی وصفایی داشتی

 

آسمان !از میهمانان سبکبارت بگو

از طنین هق هق و از ابر و بارانت بگو

 

از نگاه مضطرب، از ناامیدی از هراس

از امید استجابت ،لطف رحمان ،عطر یاس

 

آسمان! من با تو عهدی داشتم ،یادت نبود؟

تا که هر شب عرضه ام داری بر آن یاس کبود؟

 

باز هم یک شب گذ شت و از جماعت مانده ام

باز صبح است و نمازم را فرادا خوانده ام

 

دیگر از حال من آشفته ی نالان نپرس

دیگر از این حسرتم بر حال بیداران نپرس

 

گرچه چشمی کورم اما مست ابروی تو ام

آسمان !آغوش واکن عازم کوی تو ام

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 8:23 توسط آفتاب |
 

 

من اینجا را هنوز دوست دارم!

اینجا به واقعیت های دنیای واقعی ،همان که ازآن غافلیم،نه آنی که اسیرمان کرده ،بسیار نزدیک است...

اینجا همه می توانند افکار تو را بخوانند و رفتارت را بدانند و تو نیز...

اینجا هر کلمه ای را که می گویی ، می توانی ببینی که چطور و به چه دقتی به نامت ثبت می شود! حتی زمانش ،ساعتش و دقیقه اش ....!پس هیچ حرفی را نمی توانی حاشا کنی، دروغ بگویی و خودت را مخفی نگه داری، که نرم افزار هایی هست و تو را بر ملا می کند...

اینجا ، حرفهای تو ،افکار تو و اعمال تو ،کلمه می شوند و از سر انگشتانت جاری...

وتو می توانی پیش از آنکه کسی بداندت ، اعمالت را ویرایش کنی و بعد با یک کلیک  ،تا ابد! به نام خودثبتش کنی و منتظر بازتابش بمانی...

اینجا اگر در حریم خودت کاری کردی ،حتی اشتباه، می توانی تغییرش دهی یا اصلا پاکش کنی !  اما اگر در حریم دیگری ...نه ! دیگر اختیارش با تو نیست ! و تا او نخواهد ...

اینجا بسیار آسان دوستانی می یابی و از ان آسانتر شاید دشمنانی...

حرفهایی می شنوی و گاه زخمهایی می خوری و شاید می زنی ...زخمهایی که می توانند همیشه تازه بمانند....راستی که سخت است فراموش کردنشان ،وقتی می بینی مُهرت پای هر زخمی خورده است! اما غیر ممکن نیست !می توانی فراموش کنی همان طور که ، همیشه...!روزی به یاد ت خواهند آورد! نگران نباش!

اینجا همه چیز و همه چیز ،در سکوتی راز آلود اتفاق می افتد...

و من این سکوت را هنوز!!! دوست دارم...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 8:28 توسط آفتاب |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا