تبليغاتX
راز آفتاب

aftabesobh

آفتاب

aftabesobh

http://aftabesobh.blogfa.com

راز آفتاب

راز آفتاب

راز آفتاب

وبلاگ "راز آفتاب" برای پذیرایی از میهمانان با صفایش هیچ اسباب آبرو مندی ندارد .
اینجا فقط کلاس کوچکی است که تنها شاگردش ، همیشه چشم به راه استادان بزرگ است و امیدوارانه دل بر نظراتشان بسته تا آنها هر بار و از سر لطف گوشه ای از عیبهای بی شمارش را گوشزد کنند .
اینجا شاید سکوی پرتابی است برای پرنده ای که پرواز ، او را از یاد برده ...


راز آفتاب

...یاهو .@...

برگشته ام با من بمان و رقص  نورم را

قد ری تماشاکن ،نرو ،نشکن غرورم را

 

اشکال از خط نیست، این درد فراموشی است

گم کرده بودم بازهم رمز عبورم را

 

می خواستم امشب صمیمانه تر از هر شب

جاری کنم بر شانه های تو حضورم را

 

می خواستم پیدا کنم در سایه ی مهتاب

از بی کران صبر تو سنگ صبورم را

 

اما دوباره دیر شد... تا آمدم رفتی

یا هستی و محروم کردی چشم شورم را!؟

 

می دانم از تکرار تاخیرم گله داری

این من ! بیا تنبیه کن روح جسورم را

 

فرقی ندارد نیشخند و اخم و حتی قهر...

حس می کنم بخشیده ای  یاهو! قصورم را

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

تصمیم کبری!

 

باید که همیشه حی و حاضر باشم

درعرض خیابان ،پل عابر باشم!

 

حالا که تمام کوچه ها بن بست اند

تصمیم گرفته ام که شاعر باشم!

 

این تصمیم در یک صبح سرد پاییزی بر برگی از دفتری که خیس از باران شبانه بود، ثبت شد. همان دفتری که تمام شب را در کوچه ای بی عبور به خود لرزیده بود...

                                            

                                             ۸۶/۸/۳۰

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 13:20 توسط آفتاب |
نفرت

 از تازگی ات بوی عدم می آید

 اخبار وفای تو چه کم می آید!

 لبخند نزن آکله ی افسونگر!

 هر رنگ شوی از تو بدم می آید

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 13:45 توسط آفتاب |

گاهی کشان سوی خوشان گاهی کشان با ناخوشان

یا بشکند یا بگذرد کشتی در این گردابها!

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 23:4 توسط آفتاب |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا